فارن افرز: ایران و قواعد نوین قدرت جهانی، شکل‌گیری و افول سلطه آمریکا

جنگ علیه ایران، نقطه‌ عطف تحول در جهان بوده است زیرا برخلاف جنگ خلیج فارس که در آن آمریکا به راحتی اهداف خود را منهدم می‌کرد، در جنگ ایران، ارتش آمریکا با دشمنی مواجه شد که نشان داد قدرت نظامی برتر دیگر ضامن پیروزی نیست.

به گزارش تحریریه، «رابرت پیپ» استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در مقاله جدید فارن افرز نوشت: جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه‌ عطفی در تاریخ معاصر بود؛ جایی که آمریکا با پیروزی سریع و کوبنده خود، تصویری از سلطه‌ای بی‌نظیر را به جهان عرضه کرد. این پیروزی که با تلفات اندک و فناوری‌های پیشرفته به دست آمد، نظم پس از جنگ سرد را بر چهار فرض اساسی استوار ساخت: برتری نظامی بی‌رقابت آمریکا، توانایی آن در تضمین جریان کالاها در جهان، بازدارندگی‌ که هرگونه مقاومت را بیهوده می‌نمود، و اعتمادی که سرمایه‌ گذاران و دولت‌ها را به ثبات جهانی مطمئن می‌کرد.

فارن افرز: ایران و قواعد نوین قدرت جهانی، شکل‌گیری و افول سلطه آمریکا

این مفروضات، زیربنای عصر تک‌قطبی شدند؛ عصری که در آن قدرت آمریکا نه تنها یک واقعیت نظامی، بلکه یک باور جمعی در سراسر جهان بود

اما همان نیروهایی که این نظم را پدید آوردند، زمینه‌های زوال آن را هم فراهم کردند. جهانی‌سازی که زاییده‌ ثبات پس از جنگ سرد بود، فناوری‌های نظامی پیشرفته را از انحصار دولت‌های بزرگ خارج و آنها را به کالاهایی تجاری و در دسترس تبدیل کرد. صنعت نیمه‌هادی، ماهواره‌های تجاری، حسگرهای ارزان‌قیمت و پهپادهای غیرنظامی، سلاح‌هایی که روزگاری تنها در اختیار قدرت‌های بزرگ بود، اکنون در اختیار بازیگران دیگری قرار گرفت که توانستند با هزینه‌ای ناچیز، هزینه‌های گزافی را بر دشمنان قدرتمند خود تحمیل کنند. پهپاد شاهد ۱۳۶ ایرانی که با قطعاتی تجاری و هزینه‌ای ۲۰ هزار دلاری ساخته می‌شود، نمونه‌ای بارز از این دگرگونی است.

جنگ ایران، نقطه‌ عطف این تحول را به روشنی به نمایش گذاشت. برخلاف جنگ خلیج فارس که در آن آمریکا به راحتی اهداف خود را منهدم می‌کرد، در جنگ ایران، ارتش این کشور با دشمنی مواجه شد که می‌توانست پرتابگرهای خود را سریع‌تر از نابودی آنها بازسازی کند. سرنگونی یک هلیکوپتر آپاچی ۳۵ میلیون دلاری آمریکا توسط پهپادی ۲۰ هزار دلاری ایرانی، نشان داد که قدرت نظامی برتر دیگر ضامن پیروزی نیست. ایران با استراتژی اختلال، و نه رویارویی مستقیم، توانست اعتماد به امنیت دریایی را متزلزل کند و هزینه‌های گزافی بر اقتصاد جهانی تحمیل نماید، به‌گونه‌ای که حق بیمه‌های دریایی افزایش یافت و مسیر کشتی‌ها تغییر کرد.

این تغییر تنها به خاورمیانه محدود نمی‌ماند. در شرق آسیا، تایوان می‌تواند الگوی ایران را تکرار کند و با استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های متحرک، مسیرهای دریایی منتهی به بنادر اصلی چین را به مخاطره اندازد.

باتوجه به اینکه ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی چین به تجارت دریایی وابسته است، حتی چند حمله موفقیت‌آمیز پهپادی می‌تواند اعتماد به زنجیره‌های تامین را فرو بریزد و اقتصادی وابسته به صادرات را با بحرانی بی‌سابقه روبرو کند. این سناریو نشان می‌دهد که قواعد جدید قدرت، نقاط راهبردی را به میدان‌های اصلی نبرد آینده تبدیل کرده است.

آمریکا دیگر نمی‌تواند با هزینه‌ای اندک، نتایج سیاسی مطلوب خود را تحمیل کند. تشدید درگیری دیگر به نفع قدرت‌های بزرگ نیست و بازیگران کوچکتر با تکیه بر فناوری‌های در دسترس، توانایی افزایش هزینه‌ها را سریع‌تر از سرکوب آنها توسط آمریکا دارند.

جهانی‌سازی که سه دهه رفاه و امنیت به ارمغان آورد، اکنون شبکه‌هایی از آسیب‌پذیری خلق کرده که سلطه نظامی به تنهایی قادر به حفاظت از آنها نیست.

ایران توانسته با استراتژی اختلال، اهرم فشاری قدرتمند ایجاد کند که می‌تواند در بلندمدت به نفوذ سیاسی تبدیل شود. انتظارات دولت‌ها، بازارها و سرمایه‌گذاران در حال دگرگونی است؛ آنها به‌تدریج می‌آموزند که هیچ تصمیم مهمی در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن خواست ایران قابل اتخاذ نیست.

در سطح جهانی، قدرت‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند به سادگی گذشته، اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند. دومین انقلاب دقیق، که دسترسی همگانی به سلاح‌های هوشمند را ممکن ساخته، معادله قدرت را به نفع بازیگران کوچکتر تغییر داده است. اقتصاد موفق، فناوری را فراگیر می‌کند و این فراگیری، به نوبه‌ خود، به بازیگران ضعیف‌تر توانایی تحمیل هزینه بر قدرتمندان را می‌دهد.

تنگه هرمز ممکن است تنها آغاز این تحول باشد. اگر مکانیسم‌های مشابه در نقاط دیگر جهان از جمله تنگه تایوان، دریای چین جنوبی و تنگه مالاکا تکرار شوند، عصر پیشِ رو نه با گسترش بی‌حد و حصر جهانی‌سازی، بلکه با هزینه‌های فزاینده‌ حفاظت از آن تعریف خواهد شد.

در این جهان جدید، قدرت‌های بزرگ با چالشی بی‌سابقه روبرو هستند: چگونه می‌توان در عصری که هر بازیگری توانایی اخلال در نظم جهانی را دارد، ثبات و امنیت را حفظ کرد؟

پاسخی که جنگ ایران به روشنی نشان داد، این است که قواعد قدیمی دیگر کارایی ندارند و قواعد جدیدی در حال شکل‌گیری هستند.

منبع: بین دوگانگی ها

پایان/

۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد مطلب: 35519

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =